أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

526

قانون ( فارسى )

فراگيرى علوم طبيعى و ماوراء الطبيعه و علم طب پرداختم . كتاب ماوراء الطبيعه تأليف ارسطو را پيدا كردم ، ديدم بسيار مشكل است . چهل بار از اوّل تا آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ كردم ، امّا چيزى از محتواى آن نفهميدم . تا روزى در بازار صحافان بخارا به سمسارى برخوردم ، كتابى در دست داشت ، گفت : ابو على اين كتاب را بستان كه بسيار ارزان است و صاحبش آن را از سر نيازى كه به مال دارد مىفروشد . كتاب را به سه درهم خريدم و به خانه آوردم . كتاب يكى از تأليفات فارابى و شرح ماوراء الطبيعهء ارسطو بود . آن‌وقت بود كه به كمك اين كتاب ارزشمند مشكلات علم ماوراء الطبيعه همگى بر من روشن شد . در زمينهء علم طب بسيارى از كتابهاى طبى را - كه در آن روزگار متداول بود - مطالعه كردم . ديدم علم طب بسيار مشكل نيست . بسازود در اين باره نيز پيشرفتهايى حاصل شد ، كه از ساير اطباى وقت پيشى گرفتم و شروع به مداواى بيماران كردم . در طب عملى تجاربى بر من كشف شد كه بسيارى از نظريات مندرج در كتابها را وارونه ديدم . در آن ايام كه با طب سروكار داشتم شانزده سالم بود . اين را نيز بايد يادآورى كنم كه پدرم عبد اللّه و برادرم - كه از من بزرگتر بود - گرويدهء مذهب باطنى بودند . اكثر اوقات بر سر مباحث نفس و عقل - كه از فرقهء اسماعيليه تلقين گرفته بودند - به بحث و جدل مىپرداختند ؛ من گوش مىدادم ، امّا من مرام و جدل آنان را نمىپسنديدم و وقتى كه مرا دعوت به گرويدن به فرقهء خود كردند ابا نمودم . » ابو عبيد گوزگانى به روايتش ادامه مىدهد و مىگويد : « هنگامى كه ابن سينا در سن هفده سالگى بود ، اتفاقا امير نوح بن منصور سامانى - كه زمامدار بخارا بود - بيمار شد ؛ طبيبان بزرگ بخارايى را به بالين امير دعوت كردند . ابن سيناى جوان هم خود را در ميان آنان جا زد و به عيادت امير رفت . خود در اين باره فرمود : « طبيبان همگى از تشخيص بيمارى درماندند . خدا را شكر كه تشخيص من درست از آب درآمد و مداواى من اثر رضايت‌بخش بخشيد و امير به زودى شفا يافت . » گويند بيمارى امير نوح سامانى چنان بود كه جملگى عضلاتش چنان سخت و سفت شده بود كه توان حركت را به كلى از او سلب كرده و ياراى هيچ حركتى نداشت . طبيبانى كه به بالينش رفتند از علاج درمانده و سپر انداختند . ابن سيناى جوان بعد از معاينهء دقيق دستور داد كه حوض حياط امير را مملو از ماهى رعاده ( لرزماهى ) كنند . امير را لخت كرده در قفس چوبين گذاشت و در وسط حوض جا داد . در اثر نيروى الكتريسته‌اى كه از ماهى رعاده توليد مىشد و با جسم امير تماس مىگرفت ؛ امير به‌كلى از بيمارى سفتى عضلات نجات يافت . ناگفته نماند كه ماهى رعاده قدرت توليد الكتريسته‌اش به سى ولت مىرسد . ازاين‌رو پيداست كه ابو على سينا يك هزار سال قبل از پيدايش روش معالجه با برق و حتى قبل از اختراع برق به تأثير آن پىبرده است . امير نوح در مقابل اين معالجهء شگفت‌انگيز مىخواست پاداش شايانى به ابن سيناى جوان بدهد . در جواب امير كه گفت : « ابو على هرچه بخواهى مىدهم » ، ابن سينا گفت : « تنها پاداش